السيد الخميني

160

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

اگر رَحِمى غضب كرد بر رحم خود ، او را مسّ كند غضبش مىنشيند . اينها معالجهء شخص غضبناك از خودش . و اما ديگران اگر بخواهند علاج او را كنند در حال ظهور غضب ، اگر در اوّل امر باشد به يك نحوى از انحاى علمى و عملى كه ذكر شد مىتوان او را علاج كرد . ولى اگر شدت كرد و اشتعال پيدا نمود ، نصايحْ بر خلافْ نتيجه دهد . و علاج آن بسيار در اين حال مشكل است ، مگر به تخويف كسى كه از او حشمت بَرد . زيرا كه ظهور غضب براى كسانى بشود كه انسان خود را بر آنها غالب و چيره ببيند يا لااقل قوه خود را با آن متساوى يابد . و اما بر كسانى كه نفس حس غلبه آنها را كند غضب ظهور پيدا نكند ، بلكه غليان و جوششِ خونِ قلبْ موجب يك اشتعال باطنى گردد ، آن در باطن مختنق شود و محبوس گردد و حزن در قلب توليد شود . پس علاج حال شدت غضب و فوران آن كارى است بس دشوار و مشكل . نَعُوذُ بِاللَّه مِنْهُ . فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن از معالجات اساسى غضب قلع مادهء آن است به بر طرف كردن اسباب مهيّجهء آن . و آن امورِ بسيارى است كه ما بعضى از آن را كه مناسب با اين اوراق است ذكر مىكنيم . يكى از آنها حب نفس است كه از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت توليد شود ؛ و اينها نوعاً اسباب هيجان آتش غضب شود . زيرا كه انسان داراى اين محبت‌ها به اين امور خيلى اهميت دهد و موقعيت اينها در قلبش بزرگ است ؛ و اگر فىالجمله مزاحمتى در يكى از اينها برايش پيش‌آمد كند ، و يا احتمال مزاحمت دهد ، بيموقع غضب كند و جوش و خروش نمايد ، و متملك نفس خود نشود ، و طمع و حرص و ساير مفسدات كه از حب نفس و جاه در دل پيدا شده عنان را از دست او بگيرد و كارهاى نفس را از جادهء عقل و شرع خارج كند . ولى اگر حبّش شديد نباشد ، به امور اهميت كم دهد ، و سكونت نفس و طمأنينهء حاصله از ترك حب جاه و شرف و ساير